عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

193

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

گفته است : وَ لَقَدْ جَعَلْنا فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ « 4 » . و اصل معناى بروج « 5 » « حصون و قصور ( : دژها و كاخها ) » است ، و از آن معنى است ، گفتار خداى - تبارك و تعالى - : وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ « 6 » . و در هر برجى از برجهاى دوازده‌گانه دو منزل و يك سوّم منزل از منزلهاى ماه است ، و آن كمربند فلك « 7 » ، و فلك محور آنهاست ، و همانا از آن جهت فلك ناميده شده كه مدوّر است ، و از آن جهت ، به چرخ ريسندگى « فلكه » گفته شده است ، و دربارهء پستان زن گفته شده : « فلك ثدى المرأة « 8 » : ( پستان زن دايره انداخت ) » . شاعر

--> ( 4 ) - سورة الحجر ( 15 ) آيهء 16 . ( 5 ) - كلمه « برج » با « پيرگس » يونانى به همين معنى ، بىشباهت نيست ، و احتمالا از يك اصل مىباشد . برج در اصطلاح نجومى عبارت از قوسى است در منطقة البروج كه به سى درجه تقسيم شده است ، كه يك دوازدهم سيصد و شصت درجه دور دايرهء عظيم آن منطقه است ، و هر صورت به نام يكى از صور فلكيّه يا ماه‌هاى شمسى است ؛ به ترتيبى كه در تقويمها آمده نام و ترتيب آنها در بيت ذيل آورده شده است : برجها ديدم كه از مشرق در آوردند سر * جمله در تسبيح و در تهليل حىّ لا يموت چون حمل ، چون ثور چون جوزا و سرطان و أسد * سنبله ، ميزان و عقرب ، قوس و جدى ، و دلو و حوت فرهنگ اصطلاحات نجومى ، ص 79 - 80 . - م . ( 6 ) - سورة النساء ( 4 ) آيهء 78 . ( 7 ) - نطاق به معناى كمربند ، و در اصطلاح هيئت ، قوسى است از دايره فلك ، و دايره هر فلك به چهار قسمت يا چهار قوس ، يا چهار نطاق قسمت مىشود ، و از اين چهار نطاق ، نطاق اول و چهارم در اوج ، و نطاق دوم و سوم در حضيض مىباشد . « فلك » چرخ و دوران آسمان را فلك گويند ، و سماوات را نيز منجّمان افلاك ناميده‌اند . فرهنگ اصطلاحات نجومى ، ص 563 . - م . ( 8 ) - در لسان العرب ريشه « فلك » است كه : در كتاب سيبويه آمده : فلكة و فلك مثل « حلقة و حلق ، و نشفة و نشف » است ، و با توجّه به آن معنى گفته شده : « فلّك ثدى الجارية تفليكا و تفلّك » يعنى پستان زن طوق انداخت و « فلكة المغزل » معلوم است و از آن جهت فلكه ناميده شده كه دايره‌اى شكل است ، و هر چيز مدوّر « فلكه » و جمع آن « فلك » است .